پارت چهارده :

سخنران و نوکرهاش بدون هیچ حرفی ما رو به سلول گمشده‌ی آرن فرستادن و رفتن.با ورود به سلول فهمیدیم تنها نیست.یه زن قدبلندم همراهش بود.
زنی با لباس شب مشکی.حرفی نمی‌زد و چشماش زیر چشم‌بند توری مخفی بود اما جهت نشستن‌ش می‌گفت به ما نگاه می‌کنه.
نیوارا کنار گوشم گفت: «این زنه منو می‌بینه.»
نمی‌تونستم دلیلشو بپرسم.
ادامه داد: «می‌خوای بدونی چرا؟ حس می‌کنم نباید بگم.موجودات فر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرن در رمان نیو آرن
تصویر شخصیت سروان اسکینی در رمان نیو سروان اسکینی
تصویر شخصیت نیوارا در رمان نیو نیوارا
تصویر شخصیت جان در رمان نیو جان
تصویر شخصیت نیو در رمان نیو نیو
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Baran

    0

    داروین قشنگم عاشق اینم شخصیت ها تو دنیای هم راه پیدا میکن

    ۳ هفته پیش
  • Ugly Katty

    0

    نیوارا : کمک این زنیکه ک*ر داره!

    ۴ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    انشالله که منظورت کار بوده 😂

    ۴ هفته پیش
  • گمشده در کمد بهراد

    1

    اول داروین و حالا هم بهنانه🤩👌..این رفرنس ها از یقیه ی رمان هات همیشه منو عاشق خودش میکنه....و بعله بهنانه طبق معمول به سادگی کسی که ادعای عاشقی واسش داشت دو فروخت واسه یه کیس بهتر😂

    ۴ هفته پیش
  • Harry The Wise

    0

    وای ... چه قدر تو این پارت اتفاق افتاده. نمیدونم از کدوم بگم. تقریبا همین الان همه جزئیات رو هم یادم رفته💀 واقعا عشقی که نیو به برادرش داره تو قلبم جا داره! این بهنانه خانوم هم قلبش هتله😂 کله اش هم که خراب! دیگه هیچی. نیوارا هم خیلی خفنه عاشقشم. آخرش داروین نجات پیدا کرد یا نه؟

    ۱ ماه پیش
  • نگار

    1

    الان داروین از شوکا خوشش میاد ولی مادر شوکا از داروین؟یکم دارک شد😏 حالا خود داروین الان حالیش شده بهنانه ازش خوشش اومده؟از فاز شوکا اومده بیرون؟

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    بله قطعا حالیش شده 😄 داروین به دلیل مشکلات فراوان دیگه تو فاز عشق و عاشقی نیست.

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    0

    میگم بهنانه قطعا میدونه حامی خودشو گم و گور کرده و قطعا هم برای داروین خودشو به زحمت نمیندازه. پس احتمالا خودش تو مراسم دنبال چیزی بوده که خواسته بره اونجا؟ حالا داروینم به بهانه پیدا کردن حامی برده با خودش که شرط کاپل بودن رعایت بشه🤔

    ۲ ماه پیش
  • روژا

    1

    احتمالاً هرچند که دعوتنامه اشون فیک بوده سریع لو رفتن

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    کلا تابلو بودن 😂

    ۲ ماه پیش
  • روژا

    0

    عی واییی🤣🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    نه بابا😅 واقعا داروین‌و دوس داره.اومده بود وقت‌گذرونی با عشق ⁦(⁠ ⁠╹⁠▽⁠╹⁠ ⁠)⁩

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    1

    عه، خب داروینو در ایکی ثانیه مثل خیار فروخت و عاشق نیوارا شد که😂

    ۲ ماه پیش
  • روژا

    0

    اونم در برابر چشمای خود داروین😭🤣🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    0

    بیچاره بچم 😂😂

    ۲ ماه پیش
  • روژا

    1

    جیگرم کبابه براش😭

    ۲ ماه پیش
  • درنا

    0

    مثل همیشه عالی🫣🫂 چقد دالم برای داروین تنگیده... ولی خداروشکر هنوز پسران بد ۳ رو نخوندم😂

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    بخونیش دلتنگی‌ت بیشتر میشه‌.

    ۲ ماه پیش
  • درنا

    0

    یعنی ببین چقدر خوب نوشتیش که باید همین الان برم تهیه کنم🥲 سوبر... نه احمدی... من پسران بد ۴ می خوام.

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    امان از این فامیلی من ⁦ಠ⁠ ͜⁠ʖ⁠ ⁠ಠ⁩

    ۲ ماه پیش
  • همون همیشگی

    0

    مرگ من یه اشاره ی کوچیک توی داستان بکن که که سرنوشت بهراد تا کجا کشیده شده😼

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    چقد درگیر این بهراد ریقویید؟😅

    ۲ ماه پیش
  • Merlin

    0

    قبول دارم بهراد زیاد خرابکاری میکرد؛ اما دوست داشتنی هم بود، حتی اون اواخر که تصمیم گرفت به دنیای اجنه بره :)

    ۲ ماه پیش
  • ابوالفضل

    0

    با بهراد من اینطوری حرف نزن دلم میشکنه

    ۲ ماه پیش
  • حامی‌حقوق بهرادمظلوم

    0

    پسرمو مظلوم گیر آوردی 💔💔💔💔💔

    ۲ ماه پیش
  • زن حاجی

    0

    عکس پروفایل دنیای رمانت هم خیلی قشنگهههه 😍😍😍😍

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    چشات قشنگه 😘

    ۲ ماه پیش
  • زن حاجی

    0

    خیلی خوب بود این اپیزود هم، هم برای داروین و حامی ناراحتم هم خنده م میگیره هنوز به مکالمات بامزه بین کارکترا 🤣🤣🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😂❤️

    ۲ ماه پیش
  • همون همیشگی

    0

    نمیشه حالا به زنها هم علاقه داشته باشه؟ جای دوری نمیره.

    ۲ ماه پیش
  • همون همیشگی

    0

    بهنانه رو میگم😂

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    تایپش نیست 😅

    ۲ ماه پیش
  • کبری

    0

    بعدم بگید چه اتفاقی برای حامی افتاده که داروین دنبالش میگرده این زنه همونی نیست که عاشق بهراد بود پیش داروین چیکار میکنه تو داستان هیچکسان گفته بود از خیلی ها خوشش میاد اما ثابت نیست

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    از هم جدا شدن. بله زنه همونه.

    ۲ ماه پیش
  • Ati

    0

    چرا داروین دنبال حامی میگرده چرا اصلا جدا شدن ؟

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    چون اینجوری به صلاح هر دوشون بود.

    ۲ ماه پیش
  • کوروش

    1

    این زنه بهنانه بود؟داروین و بهرادم همونان؟

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    بله بهنانه بود،اونم داروین بود کنارش.

    ۲ ماه پیش
  • غزل

    0

    نیوارا خیلی بامزه س ولی واقعا برام عجیبه که زیر سن قانونیه نویسنده میتونم به فرزندخوندگی بگیرمش؟؟ اخرین کسی که میخواستم به فرزندخوندگی بگیرم الکس ترنر بود ولی اون ۴۰ سالشهTT

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    نیوارا سن‌ش زیاده 😅

    ۲ ماه پیش
  • غزل

    0

    ای بابا نکنه اونم چهل سالشه... لعنت به این زندگی :`)

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    نیوارا صدها سالشه ⁦(⁠。⁠•́⁠︿⁠•̀⁠。⁠)⁩

    ۲ ماه پیش
  • غزل

    0

    حواری سیزدهم حضرت عیسی😂😂

    ۲ ماه پیش
کپی شد!